میرسم اما سلام انگار یادم میرود
شاعری آشفتهام هنجار یادم میرود
من پر از دردم پر از دردم پر از دردم ولی
تا نگاهت میکنم انگار یادم میرود
مست و سرشاری ز عطر صبح، تا میبینمت
وحشت شبهای تلخ و تار یادم میرود
شب تو را در خواب میبینم همین را یادم است
قصه را تا میشوم بیدار یادم میرود
من پر از شور غزلهای توام اما چرا
تا به دستم میدهی خودکار یادم میرود؟
اما زندگی که همان آش است و همان کاسه....![]()
پ .ن : دو قلو های خواهر گلم ۱۴ فروردین به دنیا اومدند![]()
چیکار میشه کرد تا بوده از یه طرف میان از یه طرف میرن....
وای امروز یه خبر خوب شنیدم اینقدر خوشحالم که نگو
یکی از دوستام که خیلی وقته خبری ازش ندارم. الان یه دختره ناز نازی داره![]()
خیلی واسش خوشحالم![]()
پ .ن :در حسرت ديدار تو بگذار بميرم... دشوار بود مردن و روي تو نديدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و اندوه شب تار بميرم... بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بميرم... ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست... تا از غم عشق تو دگر بار بميرم... تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بميرم
هر چه کردم نشوم از تو جدا بدتر شد
از دل ما نرود مهر و وفا بدتر شد
مثلا خواستم این بار موقر باشم
و به جای تو بگویم که شما بدتر شد
این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد
بلکه بر عکس فقط رابطه ها بدتر شد
آسمان وقت قرار من و تو ابری بود
تازه با رفتن تو وضع هوا بدتر شد
چاره دارو و دوا نیست که حال بد من
بی تو با خوردن دارو و دوا بدتر شد
روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت
آمدم پاک کنم عشق تو را بدتر شد
پ . ن : یه دفعه بعد مدتها دلم خواست آپی کرده باشم
پ . ن : نرگسی جونم این شاعرش گمنامه. ممنون که میای پیشم![]()
سلام به ...
فک نمیکنم کسی دیگه اینجا بیاد اما خوب سلام به هرکسی که گذرش به کلبه ی ما افتاد
اره الان نزدیک یه ماهه که سال جدید اومده سال ۸۹ هم از راه رسید.
سال نو هم مبارک فک نکنم هنوز کهنه شده باشه هنوزم سال نو حساب میشه!!!!
ممنون از دوستایی که گاه گاه یه سرکی میزنن![]()
دلم تنگ شده واسه اونروزا که امکان نداشت هر ساعت از روز که آن میشدم کامنت نداشته باشم؟!
اما حالا اگه ماهی یه دفعه هم باز کنم خبری نیست...
اره دیگه میدونم دنیای نت و وبلاگ همینه تا سر نزنی بهت سر نمیزنن...!
چی میگن یه ضرب المثل هست میگن: هرچی عوض داره گله(گلایه) نداره.
بی خیال هرجا هستین خوش باشین به یاد همتون دل خوشم.
گاهی از روی بیکاری کامنت پستهای خیلی قدیمیم رو نیگاه میکنم لذت میبرم......و غرق در رویا...
مخصوصا" کامنت خصوصیهام ![]()
الان که توی هر وبلاگی میری همه دارن میرن اونوری (خ.ص)![]()
به هر حال هنوزم دوستتون دارم![]()
پ . ن : راستی بعضی از عکسهایی که قبلا" گذاشته بودم باز نمیشه چون با سایت
tinypic گذاشته بودم و این سایت هم فیلتر شده
حالا بعدا" اگه شد درستش میکنم

سلام یادش به خیر یه زمانی چه شور و حالی داشتم واسه تولدم آپ کنم
روز به روز داره به عمرم اضافه میشه اما به اون چیزایی که میخوام نمیرسم
جشن خاصی ندارم اما موقع فوت کردن شمع تولدم واسه همه دعا میکنم
وبم و تمام دوستایی که داشتم و دارمشون رو دوست دارم
تولدم مبارک راستی کریسمس و میلاد مسیح هم مبارک

پ . ن : فردا هم تولد یه دوسته تولدت مبارک
پ . ن : راستی تازه الان یادم افتاد ۱۲ اذر وبم ۲ ساله شده و من اپ نکردم ای بابا چقدر از روزگار عقب افتادم ![]()
پ . ن : اگه میخوایین کامنت بذارین پست پایین لطفآ
ـــ سلام بازم اومدم وای بعد از چندین ماه
ـــ نمیدونم کسی هست که اومدنم واسش مهم باشه یا نه اما به هر حال من اومدم
ـــ نگار عزیزم به جمعمون اضافه شد در تاریخ ۲۸/۸/۸۸ الهی قربونش برم باید یه پست خوشگل واسه ی
تولدش میذاشتم اما نشد دیگه نتونستم بیام
ـــ ماه محرم هم از راه رسیده . امسال شور و حال سالهای قبل رو ندارم انگار دلم هم مث روزگارمون تیره شده


وقتی گریبان عدم با دست خلقت مي دريد
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شدوعالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه عاشقی و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

پ . ن :
سلامی به گرمی هوای تابستونی چون اینجا هوا دیگه بهاری نیست. حسابی گرم شده
خیلی دلم براتون تنگ شده بود خوب دیگه نشد بیام
یه سری مشکلاتی بود که خدا روشکر حل شد
اما الان که اومدم خوشحالم فک کنم یه 2ماهی هست که نبودم
از تمام کسایی که بهم سر زدن ممنونم تا اونجا که بتونم جبران میکنم
شرمنده به خاطر نگرانی که واسه دوستام ایجاد کردم
پ . ن :یکی یک دل به صد دل می بنده .یکی صد دل به یک دل می بنده .یکی دلی نداره تا دل ببنده. یکی یک دل میبنده تا اخرش پایبنده.یکی دل می بنده تا بخنده.یکی هم مونده به کی دل ببنده

سلام به همه ی دوستای نتی گلم
امیدوارم سال خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و با خاطرات خوب این سال رو به اتمام برسونین
پاییز
و زمستونم
تموم شد. حالا نوبت بهاره .![]()
ببینیم بهار چه گلی به سرمون میزنه
خیلی خوشحالم که دوستای خوبی مث شما رو دارم
سال پر از شادی و نشاط رو براتون ارزو میکنم

اگه کسی از من رنجیده منو ببخشه
موقع سال تحویل منو فراموش نکنین![]()

میگن نمیدونم منم شنیدم امسال یه سال خاص هست
چون تولد امام رضا (ع)امام هشتم ما روز 8/8/1388هست .
به هر حال به فال نیک میگیریم. عید خوبی داشته باشین

زندگی شاید آن گلی باشد که در باغچه نکاشتم!
شاید آن ببخشیدی باشد که به دوستم نگفتم!
شاید زندگی آن نگاه آخر باشد که هرگز ندیدم!
شاید زندگی تلفنهایی باشد که نزدم!
شاید پرده های کنار نکشیده اتاقم باشد!
شاید آن شکلات هایی باشد که از ترس خراب شدن دندان هایم نجویدم!!!
شاید آن کتاب نخوانده باشد که بزرگترها در کودکی ازم گرفتند!
زندگی شاید نخوانده های صحیفه سجادیه باشد!
شاید ناشنیده های نهج البلاغه باشد!
زندگی شاید آن غزال پیکر تراشی باشد که هرگز هدیه ندادم!
شاید آن قاب باشد که هدیه گرفتم!
زندگی شاید ارزش یک بخاری در زمستان باشد!
زندگی شاید آن گلی باشد که نچیدم... به هزار و یک دلیل!
شاید لبخند مادر باشد...
شاید شادی برادر باشد....
باید دنبال زندگی گشت! باید زندگی را یافت، 
شاید در همین کنار دستمان.... یا کمی آنطرفتر...!
پ. ن : هفت نصیحت حضرت مولانا :-.-.-.-.-.-.-.-.گشاده دست باش جاری باش کمک کن (مثل رود) باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان (مثل شب)وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک) بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا)اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آیینه).-.-.-.-.-.-.-.-.

زير گنبد كبود
زير گنبد كبود
جز من و خدا
كسي نبود
روزگار رو به راه بود
هيچ چيز نه سفيد و نه سياه بود
با وجود اين
مثل اينكه چيزي اشتباه بود
*
زير گنبد كبود
بازي خدا
نيمهكاره ماندهبود
واژهاي نبود و هيچ كس
شعري از خدا نخواندهبود
*
تا كه او مرا براي بازي خودش
انتخاب كرد
توي گوش من يواش گفت:

«تو دعاي كوچك مني»

بعد هم مرا
مستجاب كرد
*
پردهها كنار رفت
خود به خود
با شروع بازي خدا
عشق افتتاح شد
سالهاست
اسم بازي من و خدا

زندگيست

هيچچيز مثل بازي ما
عجيب نيست
بازيي كه ساده است و سخت
مثل بازي بهار با درخت
*
با خدا طرف شدن
كار مشكليست
زندگي

بازي خدا و يك عروسك گليست



پ . ن :
دیشب خواب تو را دیدم چه رویای پر شوری
انگار که توی خواب دیدم تو سالها از من دوری
تو را توی باغی دیدم که سر تاسر خزان بود
هزاران چشم پر ز اشک نگاه به آسمان بود

پ . ن :میکسوار زندگی به روز شد![]()

*'¨¯¨'*·.¸-,روز عشق پارسی مبارک,*'¨¯¨'*·
در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، تنها چند روز پس از روز ولنتاین. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است.ا

در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب میکردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول، روز اهورامزدا، روز دوم، روز بهمن ،سلامت و اندیشه، که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی بهترین راستی و پاکی، که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی، که خاص خداوند است و روز پنجم سپندارمذ بوده است. 
سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد عشق میپنداشتند. 
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت ،که در ماه مهر، مهرگان لقب میگرفت.
همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندارمذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند
اینکه سپندارمذگان، در تقویم های امروزی مصادف با پنجم اسفند ماه نیست به این دلیل است که در گذشته ایرانیان ١٢ ماه ٣٠ روزه داشتند و ٥ روز را نیز افزودن بر آن ١٢ ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند ( سپندار مذگان ) ، با روز ٣٣٥ از سال یا ٢٩ بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است
لازم به ذكر است كه اين جشن ايراني داراي قدمت چند هزارساله است كه در برابر ولنتاين كه به زحمت قدمتش به پانصد سال ميرسد كاملا برتري دارد و البته مشهود است كه ولنتاين اروپايي ها كاملا از روز جشن سپندارمزدگان كپي برداردي شده.پس چه بهتر كه ما روز جشن باستاني خود را گرامي داريم و به بي فرهنگي آنان پشت كنيم

پس زنده باد سپندارمذگان ، در باره ی فرهنگ سایر ملل آگاهی کسب میکنیم اما هویت ایرانی و نجیب واصیل خود را فراموش نمی کنیم

پ . ن :سلام خوشگل بهمنی به شما دوستای گلم
پ . ن :من سال قبل ولنتاین رو جشن گرفتم و آپ سال قبل هم ۱۴فوریه بود
اما از امسال میخوام ۲۹ اسفند( عشق پارسی)
رو جشن بگیرم
![]()
پ . ن :یه سوال واسم پیش اومده چرا یعضی از دوستای گلم توی پست قبلی به جای اینکه
کامنت بذارند واسه پست تولدم کامنت میذاشتن؟


پ . ن :همتون رو دوست دارم


پ . ن :میکس وار زندگی به روز شد![]()
![]()
پ . ن :وبلاگ گروهی دل نوشته به روز شد

يك نفر نيست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نيمه شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گويی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جويی !
راستی گمشده ات کيست؟کجاست؟
صدفی در دريا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
يا خدايی است که از روز ازل پنهان است؟

دیرگاهیست در این لخت زمان
در سکوت همه کس
با خیال همه چیز
خاطره می بافم
با سرانگشتان خشک دیگران
با دو چشم خیس خویش
با توانی چون توان کودکان بی امید
پشت دیوار زمان بعد را
خشت خامی می نشانم از خیال
بی نوید، بی پیام
از تمام زندگی من، خدا

پ . ن :خدا گریه ی ی مسافر رو ندید .دل نبست به هیچ کس و دل نبرید. آدم رو برای دوری از دیار .
جاده رو برای غربت آفرید .جاده اسم منو فریاد می زنه .میگه امروز روز دل بریدنه .کوله باری که پر از خاطره هاس روی شونه های لرزون منه
پ .ن :
راستی امروز تولد یه عزیزه تولدت مبارک گلم


سلامی گرم توی این هوای سرد زمستونی به همه ی دوستای گلم
امروز تولدمه
۱۱دی
خوشحالم
دوست داشتم تولد خوشگلی بگیرم
اما چون با محرم همراه شده
دیگه واسم جالب نبود![]()
از دوستایی که پیشاپیش بهم تبریک گفتن و از دوستایی که بعدا" بهم تبریک میگن ممنونم![]()
![]()
همه ی شما دوستای گلم رو دوست دارم![]()
پ .ن :راستی 12 اذر وبلاگم یه ساله شد
اما نتونستم آپ کنم![]()
پ .ن:فرا رسیدن این ماه رو بهتون تسلیت میگم![]()
![]()
ایشاالله بتونیم از این ماه بهره ببریم و واسه اقا امام حسین (ع) عزاداری کنیم ![]()
![]()
اونطوری که شایسته مظلومیت ایشون باشه![]()
![]()

از کوچیکیم عشق تو شد برای دلم بهونه ای، اونقدر عاشقت شدم همه می گن دیوونه ای، اون زمونا تا میدیدم دلم اسیر ماتم، صدایی تو دلم می گفت بیا که باز محرمه، از کوچه های عشق تو خاطره ها تو سرمه، لباس سیامو میبینید این هدیه مادرمه، بازم صدایی تو دلم می گه بهاره ماتمه، لباس سیامو بیارید ماهه خدا محرمه، یه دل دارم ماله توه همیشه دنباله توه،

به نگاهی شاید
و به لبخندی
چند روزی است صدای پتک ها آرامشم را گرفته اند
پتک هایی که به دیوار فرود می آیند.
ریختن هر دیوار غمی است بر دیوار !
زچه می کوبیم ، به چه می کوبیم ؟
دلم از داغ دیوار می سوزد
.
کاش دیوار هم می فهمید !
در شگفتم از خدا،
انسانی را زبان و گوش داده
که نمی گوید و نمی شنود.
و فهمی که سراسر نافهمی ست.
کاش گوشی داشتم
برای شنیدن ناله های دیوار از پس هر ضربه.
و گوشی داشت دیوار که می شنید همدردیم.
و گاه گاه می شنید دردم.
و اگر می شنید
آنچه که دل من تحمل می کند ،
آنچه را که هماره به او می گویم ،
آنگاه
شاید برای خراب کردن دیوار نه نیاز به پتک
و من
دیوار نویسی می کردم
به جای اینان که با پتک به دیوار ها می کوبند.
و ویران می کردم دیوارها
بی صدا و از درون
روزگاری است که بر خرابه های دل پتک می کوبم.
و از ترس دوباره ویرانی اش
دل به ساختنش نمی دهم.
شاید از آنست
که گاه به گاه و هرگاه بی دلم .
حال دانی که چرا دل نمیدهم - دل نمی گیرم!؟
چرا که هیچ آبادی به ویرانی نمی بخشند
و دانی که چرا نمی سازم ویرانی ها را ؟!
چرا که تنها خرابه ها
جای گاه عاشقان است.

پ .ن :سلام دلم براتون تنگ شده بود
اومدم تا شروعی باشم خاموشی خانه ام را خود هم باور نیست چه رسد به تو که دیر زمانیست از این کوچه میگذری![]()
پ .ن :از صبح این شعر شاملو رابا خودم زمزمه می کنم.![]()
دلتنگی های آدمی را
باد ترانه ائی می خواند
رویاهایش را
آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه برفی
به اشکی نریخته می ماند!!!!!!
پ .ن :روزهايي كه بي تو ميگذرد
گرچه با ياد توست ثانيههاش
آرزو باز مي كشد فرياد:
در كنار تو ميگذشت، ايكاش!![]()
"فريدون مشيری "

پ . ن:
اینم تقدیم به تمام دوستای گلم
پ .ن : میبینین قالبمو؟
اره تصمیم گرفتم ماه دی که تولدمه یکم شادتر باشم![]()
![]()

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانهای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همهی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!

پ ن :پاييز کاش چون پاييز بودم... کاش چون پاييز بودم.کاش چون پاييز خاموش و ملال انگيز بود
برگ هاي آرزوهايم يکايک زرد مي شد.آفتاب ديدگانم سرد مي شد
آسمان سينه ام پر درد مي شد.ناگهان توفان اندوهي به جانم چنگ مي زد،
اشک هايم همچو باران.دامنم را رنگ مي زد
وه چه زيبا بود اگر پاييز بودم .وحشي و پر شور و رنگ آميز بودم
"فروغ فرخزاد"

پ ن :چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی ست... چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان،و دروغ از همه چیز ارزان تر....! آبرو قیمت یک تکه ی نان... و چه تخفیف بزرگی خورده ست،قیمت هر انسان![]()
پ ن :صندوقچه ی شاپرک یادتون نره![]()
پ . ن : عیدتون مباااااااااااااااااارک![]()
پ . ن : لطفا" اگه پستم رو نخوندین نظر ندین![]()
پ . ن: ای بابا بچه ها منو ببخشین نمیدونم چی شده وقتی میام کامنت بذارم
واستون میگه درج نظر جدید برای شما امکان ندارد![]()
یه دفعه شانسی واسه بعضیا ثبت میشه چیکارررررررررررررکنم![]()

سلام فاحشه !
تعجب كردی !؟
.....میدانم در كسوت مردان آبرومند ،
اندیشیدن به تو رسم ،
و گفتن از تو ننگ است !
اما میخواهم برایت بنویسم
شنیده ام ،
تن می فروشی ،
برای لقمه نان !
چه گناه كبیره ای…!
میدانم كه میدانی همه ترا پلید می دانند ،
من هم مانند همه ام !
راستی !
از خودت پرسیدی
چرا اگر در سرزمین من و تو ،
زنی زنانگی اش را بفروشد كه نان در
بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!
اما اگر همان زن كلیه اش را بفروشد
تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این « ایثار» است !
مگر هردواز یك تن نیست ؟
مگر هر دو جسم فروشی نیست ؟
تن در برابر نان ننگ است
بفروش !
تنت را حراج كن ….
من در دیارم كسانی را دیدم كه دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان
شرفت را شكر كه اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین
شنیده ام روزه میگیری ،
غسل میكنی ،
نماز میخوانی ،
چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده داری ،
رمضان بعد از افطار كار می كنی ،
محرم تعطیلی .
من از آن میترسم كه روزی با ظاهری عالمانه ،
جمعه بازار دین خدا را براه كنم ،
زهد را بساط كنم ،
غسل هم نكنم ،
چهارشنبه هم به حرم امامزاده نروم ،
پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم ،
محرم هم تعطیل نكنم !
فاحشه !!
.… دعایم كن!

پ.ن: آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم، دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
پ.ن: سلام گلهای من . نماز روزه هاتون قبول
از این به بعد تو قسمت (صندوقچه ی شاپرک) یه سری عکس هست که خیلی وقته روی هارد کامپیوترم دارم شاید دیده باشین ولی نمیدونم چرا ولی دوست دارم که بذارمشون به عنوان عشق یعنی چی؟لطفا" نیگاه کنین![]()
پ.ن:نیمی از ماه رمضون رفته ببینم بیدار شدی یا هنوز خوابی؟![]()
نامم را مادر انتخاب کرد !
نام خانوادگی را یکی از اجدادم !
دیگر بس است !
راهم را خود انتخاب خواهم کرد ...
دهانات را ميبويند
مبادا که گفته باشي دوستت ميدارم
. دلت را ميبويند
روزگار ِ غريبيست، نازنين
و عشق را
کنار ِ تيرک ِ راهبند
تازيانه ميزنند.
عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
در اين بُنبست ِ کجوپيچ ِ سرما
آتش را
به سوختبار ِ سرود و شعر فروزان ميدارند
به انديشيدن خطر مکن
روزگار ِ غريبيست، نازنين
آن که بر در ميکوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد
آنک قصاباناند
بر گذرگاهها مستقر
با کُنده و ساتوری خونآلود
روزگار ِ غريبيست، نازنين
و تبسم را بر لبها جراحي ميکنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد
کباب ِ قناری
بر آتش ِ سوسن و ياس
روزگار ِ غريبيست، نازنين
ابليس ِ پيروزْمست
سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است.
خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد

پ.ن:ماه رمضون داره میاد تو رو خدا این گوشه کنارا
میون همه ی دعاهاتون یه جای خالی هم واسه من بذارین منو هم دعا کنین![]()
پ.ن:مگه هرسال انتظار نمیکشیم تا این ماه بیاد یه خورده جبران کنیم
پس حسابی تلافی کنین مبادا غافل بشین![]()
پ.ن:ولی به قول مامان بزرگم کاش هر روز خدا رمضون بود چی میشد
مث ماه رمضون همیشه اینطوری همه یه صدا به یاد خدا باشیم![]()
پ.ن: امشب آسمان دلتنگ تر از آن است كه براي دلتنگي من هم بگريد .
امشب آسمان باراني تر از آن است كه پناهگاهي براي بغضم باشد ...
تو هم دلتنگ تر و گريان تر از آني كه غصه هاي عشق را به امانت بگيري..
پس آزاد باش![]()
پ.ن:دوستتون دارم .....................................................![]()
توی این ماه از میزبانی خدا لذت ببرین
پ.ن:امروز۱۴/۶/۸۷ سالگرد ازدواج خواهر گلم و یکی از دوستام (مرضیه جونم)
هست .بهشون تبریک میگم![]()
![]()